آخرین اخبار
کد مطلب: 231150
رهبرانقلاب در ديدار اساتيد و نخبگان دانشگاه صنعتي شريف:
سردمداران آمريکا جرأت ندارند حمل سلاح را غيرقانوني کرده و جلوي رواج آدم‌کشي را بگيرند
تاریخ انتشار : 1396/12/14 09:08:39
نمایش : 347
گزيده‌اي از بيانات حضرت آيت‌الله خامنه‌اي رهبر انقلاب اسلامي در ديدار جمعي از اساتيد و نخبگان دانشگاه صنعتي شريف منتشر شد.
به گزارش کوهرنگ خبر؛ گزيده‌اي از بيانات حضرت آيت‌الله خامنه‌اي رهبر انقلاب اسلامي در ديدار جمعي از اساتيد و نخبگان دانشگاه صنعتي شريف که در تاريخ ۱۳ دي‌ماه ۱۳۹۵ برگزار شده‌ بود، بعد از ظهر امروز (يکشنبه) در همايشي در دانشگاه صنعتي شريف، منتشر شد.

متن بيانات معظم‌له به شرح ذيل است:

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم

 مثل يک پنجره‌اي که به سمت يک باغ دلگشايي باز بشود، حضور شما عزيزان در اينجا، هم دل ما را شاد کرد، هم هواي تازه‌اي به ما داد و اميدهايي را که به توفيق الهي در دل اين حقير هرگز خاموش نشده و ضعيف نشده، باز هم فروزان‌تر کرد و مشتعل‌تر کرد. خدا را شکر ميکنيم به‌خاطر وجود شما جوانهاي خوب، جوانهاي عزيز، فرزندان اهل و صالح اين کشور و ان‌شاءالله مردان و زنان قدرتمند فرداي اين کشور.

... اين شکرگزاري که عرض کردم، مخصوص بنده نيست؛ شما بايد خودتان هم شکرگزاري کنيد. خداوند متعال به شما فکر داد، قدرت انديشيدن داد، استعداد داد و هسته‌ي نخبگي را در وجود شما کار گذاشت که در شرايطي اين هسته به بار نشست و شکوفا شد. خدا را به‌خاطر اين نعمت بزرگي که به شما داده -استعداد، ظرفيّت فکري- شکر کنيد....

... آنچه من روي آن تأکيد ميکنم؛ يکي مسئله‌ي تلاش علمي است. تلاش علمي نبايستي متوقّف بشود در دانشگاه‌ها. شماها خب الحمدلله نخبه هستيد و مدال گرفته‌ايد و اين مدالها هم.... نشانه است، نماد است؛ يعني ارزش معنوي اين مدال، از ارزش مادّي آن بمراتب بيشتر است؛ ارزش معنوي آن اين است که نشان ميدهد که شما از يک ظرفيّت و استعداد دروني برخورداريد، از يک هويّت والا برخوردار هستيد؛ اين مدالها يک چنين چيزي است؛ لذا اين مدال به‌خاطر نماد بودنش، علاوه بر ارزش مادّي، ارزش معنوي هم دارد؛ لذاست که من الان اين هديه‌هاي شما را با کمال ميل و مفتخرانه ميپذيرم امّا بعد آنها را به خود شما برميگردانم؛ يعني دلم ميخواهد که شماها اين نمادها را در خانه‌هاي خودتان، در محلّ کارتان -وقتي‌که محلّ کار داشته باشيد- نگه داريد و حفظ کنيد. به‌هرحال اين يک مسئله است که مسئله‌ي علم را جدّي بگيريد.

 يک مسئله‌ي مهمّ ديگري... اين است که آن چيزي که اين کشور را به سامان خواهد رساند، بلکه اين سامان سرريز خواهد شد به منطقه و دنياي اسلام و احياناً به همه‌ي جهان، عبارت است از تعهّد ديني و انقلابي؛ اگر چنانچه اين تعهّد ديني و انقلابي نباشد، پيشرفت علمي [به‌تنهايي‌] يک کشور را، يک ملّت را، يک مجموعه‌ي انساني را خوشبخت نميکند. اگر چنانچه اين حرف را مثلاً فرض کنيد کسي هفتاد سال پيش، هشتاد سال پيش ميگفت، خيلي‌ها باور نميکردند؛ [چون‌] آن روز هنوز شکافها و تَرَکهايي که در بدنه و سازه‌ي تمدّن غربي و کشورهاي غربي به وجود آمده، وجود نداشت. امروز اين شکافها، اين کمبودها، اين سستي‌هاي بنيان در تمدّن غربي -در زندگي جوانها، در زندگي خانواده‌ها، در کشانده شدن به سمت انحرافهاي گوناگون فکري و عملي و اخلاقي- آشکار شده، نمايان شده. اين چيزي که عرض ميکنم، يک ادّعاي خصمانه از سوي اين حقير نسبت به سردمداران تمدّن غربي نيست -که البتّه بنده خصم آنها هستم؛ يعني دشمنم با آنها، امّا اين حرف ناشي از آن نيست- [بلکه‌] ناشي از حرفهاي خود آنها است. امروز وضع خشونت، وضع فساد اخلاقي، وضع تلاشيِ خانواده و بيچاره شدن فرزندان و نسل آينده در آمريکا -من آمريکا را ميگويم؛ جاهاي ديگر، نسبتهايش متفاوت است- به جايي رسيده که متفکّرين و دلسوزاني در آمريکا پيدا شده‌اند که اصرار دارند بر اينکه بيايند وضع فيلم و تبليغات و سينما و هاليوود و مانند اينها را برگردانند از اين رفتاري که در طول اين مثلاً صد سال يا هفتاد هشتاد سال اخير داشته، به سمت يک جنبه‌هاي اخلاقي‌تر و ملايم‌تر؛ اين در مقالات اينها است؛ اين اطّلاعاتي است که بنده دارم -اطّلاع است- يعني خود آنها را نگران کرده. فرض کنيد همين که در ظرف مدّت کوتاهي -چند روز پيش خواندم- مثلاً فرض کنيد که صد نفر در آمريکا به دست همديگر کشته ميشوند بدون جرم، بدون دليل -نه به دست پليس که مسئله‌ي جنايات پليس در آمريکا يک مقوله‌ي ديگري است؛ نه، خود افراد همديگر را [ ميکُشند]؛ فرضاً در ظرف مثلاً يک هفته، صد نفر يا چند صد نفر؛ آمار دقيقش بود، من حالا يادم نيست- خب خيلي گرفتاري است براي يک کشور. اينکه رواج اسلحه و رواج آدم‌کشي، مشکلات درست کرده براي يک کشوري مثل آمريکا و همه هم همين را تصديق ميکنند و همه هم از آن ميترسند و همه هم ناراحتند امّا علاج واضح و مداواي واضح آن را کسي جرئت نميکند انجام بدهد، مداوايش چيست؟ مداوايش اين است که سلاح، غيرقانوني بشود. سردمداران آمريکا جرئت نميکنند اين کار را انجام بدهند؛ يعني کمپاني‌هاي اسلحه‌سازي به قدري مسلّطند که سناتور و نماينده‌ي مجلس نمايندگان آمريکا جرئت نميکند چنين چيزي را تصويب کند و رئيس‌جمهور آمريکا جرئت نميکند اين را به‌عنوان يک شعار بگويد و پايش بِايستد. ببينيد فساد يعني اينها؛ يعني تسلّط يک گروه مافيايي قدرت‌طلبِ پول‌طلب، آن‌چنان‌که دستگاه قدرت سياسي و نظامي عظيمي مثل آمريکا جرئت نميکند يک کاري را که خوب بودنش واضح است -يعني جلوي [فروش‌] اسلحه را گرفتن- انجام بدهد؛ اينها فساد است. اينها ناشي از نداشتن همين آرمان معنوي است که جوامع غربي به اينجا ميرسند. حالا افسردگي جوانها، خودکشي‌ها، فرزندکشي‌ها، جنايتهاي گوناگون اخلاقي، جنسي و مانند اينها ديگر به جاي خود هرکدام يک مقوله‌ي جداگانه‌اي است و بحث دارد. اگر بخواهيم کشور، ملّت، جامعه‌ي بشري به سعادت برسد، راهش اين است که آرمانهاي ديني و آرمانهاي الهي را برتر از همه‌ي آرمانها قرار بدهيم؛ اين در اقتصاد ما بايد اثر بگذارد، در کار علمي ما بايد اثر بگذارد، در اداره‌ي کشور ما بايد اثر بگذارد، در گزينش مديران کشوري بايد اثر بگذارد، در حرکت فکري خود ما [هم بايد] اثر بگذارد.

 خب، خوشبختانه امروز مجموعه‌ي بزرگي از جوانهاي کشور -بسيج، بسيج دانشجويي، کساني که به‌عنوان فکر اسلامي و فکر انقلابي امروز دارند در کشور حرکت ميکنند که تعدادشان هم بسيار زياد است- دارند اين فکر را دنبال ميکنند؛ اين فکر را نگه داريد. بدانيد که حوادث گوناگون، انسان را دچار تغييرات فکري ميکند؛ گاهي انحرافها و زاويه‌ها خيلي ريز شروع ميشود، لکن وقتي ادامه پيدا ميکند، اين فاصله از خطّ مستقيم و اصلي مدام زياد ميشود. به اين توجّه داشته باشيد. آن کساني که توانستند کارهاي بزرگ را در اين مملکت انجام بدهند که يکي از آنها مسئله‌ي انقلاب است، يکي مسئله‌ي دفاع مقدّس و مانند اينها است -که من توصيه ميکنم خاطرات دفاع مقدّس را شما جوانها بخوانيد، اينها خيلي باارزش است؛ بنده که جاي پدربزرگ شماها هستم و خودم هم در جنگ بوده‌ام و ديده‌ام، وقتي ميخوانم، براي من جديد است، براي من مهم است، براي من بديع و تازه و تأثيرگذار است- اين موفّقيّتهايي که ما در دفاع هشت‌ساله پيدا کرديم، يا در خود انقلاب پيدا کرديم، يا در برخوردها و تعارضات شديدي که در طول اين قريب چهل سال با انقلاب بوده پيدا کرديم، ناشي از ايستادگي و ثبات بوده. آنهايي که يک روز اين‌جوري‌اند، يک روز آن‌جوري‌اند، تلوتلو ميخورند، به تعبير اميرالمؤمنين «اِنَّکَ لَقَلِقُ الوَضينِ تُرسِلُ في غَيرِ سَدَد»(۱) [هستند]؛ يعني کسي که حضرت آن شخص را تشبيه کرده‌اند به يک شتري که بارش را روي پشتش سست بسته‌اند و همين‌طور که راه ميرود اين بار از اين‌طرف مي‌افتد يا از آن‌طرف مي‌افتد؛ طبعاً نميتواند مستقيم راه برود؛ از اين بايد ترسيد، از اين بايد پرهيز کرد. در دعا ميخوانيم: اَسئَلُکَ الثَّباتَ عَلَي دينِک؛(۲) ثبات و ايستادگي در دين و در راه انقلاب يک چيز بسيار مهمّي است، به اين بايستي توجّه کرد. پس درس خواندن، تمسّک انقلابي، و حضور دائمي در همه‌ي صحنه‌هايي که براي آينده‌ي کشور تأثيرگذار است.

 اشاره کردند به نهضت دانشجويي، جنبش دانشجويي؛ اين جنبش دانشجويي را دو جور ميشود معنا کرد: يک جور به معناي اين است که انسان عليه همه‌ي آرمانها حرف بزند و شعار بدهد و مشت گره کند؛ يکي اينکه در خدمت آرمانها حرکت بکند: حرکت جوانانه و جهادانه. در علم هم بايد جهادي عمل کرد، در تحصيل علم هم بايد جهادي عمل کرد؛ در فعّاليّت سياسي ميداني هم بايد جهادي عمل کرد. جهاد همه‌اش به معناي شمشير کشيدن و چپ و راست به اين و آن زدن نيست؛ جهاد يعني خسته نشدن، يعني با فکر درست و منطقِ درست راهي را انتخاب کردن و ايمان به آن راه پيدا کردن و آن را با همه‌ي سختي‌هايش، با همه‌ي موانعش دنبال کردن و پيش رفتن. اين معناي جهادي عمل کردن است.
اميدواريم ان‌شاءالله خداوند شماها را موفّق بدارد....
 
 
 
 
ارسال کننده
ایمیل
متن
 
یادداشت ها
شهدای کوهرنگ
سایتهای مرتبط
رهبري

يايگاه اطلاع رساني رئيس جمهوري

فرمانداري کوهرنگ

اوقات شرعی